تبليغاتX

[ -- جملات زیبای بزرگان -- ] ..... [ -- جملات زیبا-- ] ..... [ -- جملات حکیمانه برای موفقیت-- ] ..... [ -- سخنان زیبای بزرگمهر-- ] ..... [ -- سخنان کوتاه و تصویر بزرگان-- ] ..... [ -- سخنان حکیمانه فردریش نیچه-- ] ..... [ -- گفته های جبران خلیل جبران-- ] ..... [ -- جملات کوتاه حکیمانه-- ] ..... [ -- سخن بزرگان-- ] ..... [ -- سخنان برگزیده ارد بزرگ-- ]

چهره های ماندگار - غلامحسين ساعدي
آشنايي با دانشمندان ، نام آوران و مشاهير

 
غلامحسين ساعدي در 14 دي 1314 در تبريز متولد شد. نخستين آثارش را از 1334 در مجلات ادبي به چاپ رساند. او كه در ابتدا به عنوان نمايشنامهنويسي چيره دست (با نام مستعار گوهر مراد) شهرت يافته بود، با نگارش داستانهاي زيبايي چون «گدا»، «دو برادر» و «آرامش در حضور ديگران»، جايگاه خود را به عنوان يكي از خلاقترين داستاننويسان ايران نيز تثبيت كرد.
آثار او دستمايهي برخي از بهترين فيلمهاي بلند سينماي ايران قرار گرفته است، كه از جملهي آنها ميتوان فيلمهاي "گاو" (ساختهي داريوش مهرجويي، 1348)، "آرامش در حضور ديگران" (ساختهي ناصر تقوايي، 1349) و "دايرهي مينا" (ساختهي داريوش مهرجويي، 1353) را نام برد.
ساعدي در دوم آذر 1364 به علت خونريزي دستگاه گوارش در فرانسه درگذشت و در گورستان پرلاشز در كنار صادق هدايت يه خاك سپرده شد.




كتابهاي ايشان عبارت است :








آشفته حالان بيداربخت
تاتار خندان
ترس و لرز
توپ
چوب بدستهاي ورزيل
خانه روشني
شناختنامه غلامحسين ساعدي
ضحاك (نمايشنامه در پنج پرده)
عزاداران بيل
غريبه در شهر
غلامحسين ساعدي
گاو
واهمههاي بي نام و نشان

























بمناسبت سالروز در گذشت غلامحسين ساعدی




مينو فرشچی:غلامحسين ساعدی پدر نمايشنامه نويسی مدرن ايران است




نصرت کريمی: ساعدی بهترين نمايشنامه نويس ايران از آغاز تا کنون است




عبدالعلی دستغيب: غلامحسين ساعدی مروج سمبوليسم سياسی در ادبيات داستانی ايران بود








غلامحسين ساعدی متولد ۱۳۱۴ آذربايجان است و عمده شهرت او به خاطر نمايشنامه​های اوست. وی در دانشگاه تهران پزشکی خواند اما سرانجام نويسندگی را برگزيد و داستان​های با ارزشی در دهه​های سی​و​چهل پديد آورد.




يکی از داستان​های بلند او که به صورت کتاب در سال ۱۳۳۹ به چاپ رسيد" شب نشينی با شکوه" نام​دارد، ساعدی در اين کتاب به زندگی کارمندان پرداخت و ملال​ها و آسيب​های اجتماعی اين گروه را تصوير کرد. او با اين اثر در مسير رمان​های اجتماعی اوليه در زبان فارسی گام برداشت و در عزاداران بيل راه​کمال را پيمود.




وی همچنين در ونديل ( ۱۳۴۵ ) وابستگی اقتصادی - سياسی جامعه را از طريق توصيف محيط​های فاسد, نمايش می​دهد و در" واهمه​های بی​نام و نشان" ( ۱۳۴۶ ) جهان غم​انگيز فقر و در به​دری دهقانان آواره و روشنفکران سرگردان و بی​هدف و ولگردان آواره اجتماعی آن روزگار را تصوير می​کند ديگر آثار داستانی او عبارت است: "آرامش در حضور ديگران"، "ترس و لرز" ," توپ" و" گور و گهواره".




گفتنی است ساعدی در داستان نويسی به شيوه​ای گرايش پيدا کرد که در اصطلاح رمان روان​شناختی ( Psychological novel ) ناميده می​شود. رمانی که به تحليل و تجسم حالت​های پيچيده ذهن و خصوصيات درونی اشخاص داستان می​پردازد و انگيزه​های پنهان در رفتار قهرمان را مورد توجه و بازشناسی قرار می​دهد.




در ايران علاوه بر ساعدی هوشنگ گلشيری و تقی مدرسی نيز به اين شيوه علاقه نشان داده و از طريق تداعی به کاوش در ژرفايدرونی قهرمانان پرداخته​اند. ساعدی در داستان​هايش فقر و ناداری و درماندگی​های اجتماعی و واقعيت​های فضيحت بار جامعه شهری و چهره در هم زندگی نادلپذير و پر مسئله را آشکار می​سازد . در پشت اين توصيف​ها خشم و خروشی توام با کينه نهفته است و خواننده را نسبت به واقعيت عريان اطراف خود بينا و هوشيار می​کند.




ساعدی همچون بسياری از نويسندگان نسل خود مدتی با نشريات و مجلات همکاری داشت و خود او شش شماره از کتاب الفبا را در نخستين سال​های دهه پنجاه منتشر کرد. ساعدی پس از انقلاب به اروپا رفت و مدتی در پاريس و لندن به کار مطبوعات پرداخت تا اين که در سال ۱۳۶۴ بدرود حيات گفت.








مينو فرشچی:غلامحسين ساعدی پدر نمايشنامه نويسی مدرن ايران است




يک نمايشنامه نويس می​گويد: غلامحسين ساعدی پدر نمايشنامه نويسی مدرن ايران است و از لابه لای جملات نمايشنامه​های او می​توان بسياری از ديالوگ​های نانوشته را درک کرد.




مينو فرشچی، نمايشنامه​نويس، درخصوص خصوصيات تئاتری نمايشنامه​های غلامحسين ساعدی نويسنده فقيد معاصر در گفت​و​گو با خبرنگار ايلنا، افزود: دکتر غلامحسين ساعدی از معدود نويسندگانی بود که نمايشنامه​هايش غير از استفاده در تئاتر، در سينما نيز به کار گرفته می​شد.




وی اضافه کرد: بهترين کارگردانان موج نوی سينمای ايران، بيشتر فيلم​نامه​های خود را از متن​های ساعدی می​گرفتند و به جرات می​توان گفت بهترين آثار اين کارگردانان از قبيل داريوش مهرجويی و ناصر تقوايی وام گرفته از آثار ساعدی هستند.




اين فيلم​نامه نويس، گفت: در مملکت ما به دليل اين که هنرمان، غذاخوردنمان و هر چيزی که مربوط به انسان​ها می​شود، به نوعی به سياست ارتباط پيدا می​کند، نمی​شود در مورد نمايشنامه​های ساعدی حرف زد.




به عقيده وی، اين​گونه اقدامات جز اين که وقت و زمان را از بين ببرد هيچ ثمره​ای ندارد و جز اين که عده​ای را از سودبردن از گنجينه​هايی نظير ساعدی محروم می کند، فايده​ای ندارد.




فرشچی، با اشاره به توجه بيشتر علاقه​مندان هنر به آثار چنين نمايشنامه نويسانی، افزود: در حال حاضر همه ما به خوبی فهميده ايم که سياست با هنر فرق دارد و هنرمندان با درک اين مطلب می​توانند با تحليل بيشتر نمايشنامه​های نويسندگانی چون دکتر ساعدی، نمايشنامه خوب را از بد تشخيص دهند.




وی، يکی از خصوصيات ساعدی را مردمی بودن وی ​دانست و گفت: ساعدی به واسطه حرفه غير هنری خود، به طور دايم با اقشار مختلفی از مردم روبرو بود و نمايشنامه​هايی که می​نوشت برخاسته از دل مردم بود.




اين نمايشنامه نويس خاطرنشان کرد: متاسفانه هنرمندان امروزی آن​چيزی را که در ذهنشان متبادر می​شود بازگو می​کنند و اصلا توجهی به اطراف و اقشار مردم ندارند.




وی از اين که نمايشنامه خوانی و تئاتر را از دوران دبيرستان با نمايشنامه​های ساعدی شروع کرده است، اظهار خشنودی کرد و گفت: نمايشنامه​های ساعدی مملو از جملات و گفته​های نانوشته​ای بود که به راحتی می​شد آن را درک کرد.












نصرت کريمی: ساعدی بهترين نمايشنامه نويس ايران از آغاز تا کنون است




جهانی بودن، ايرانی بودن، تکنيکی بودن از مهم​ترين شاخصه​های نمايشنامه​های ساعدی بود.




نصرت کريمی پيش​کسوت تئاتر ايران پيرامون ابعاد هنری شخصيت هنرمند فقيد دکتر غلامحسين ساعدی در گفت​و​گو با خبرنگار سرويس هنری ايلنا وی را بهترين نمايشنامه نويس ايران از آغاز تاکنون دانست و گفت: به جرات می​توانم بگويم در نمايشنامه نويسی صدسال اخير ايران يعنی بعد از مشروطيت غلامحسين ساعدی در راس همه قرار دارد.




وی افزود: آثار ساعدی آثاری است که نه تنها در دنيا باعث شرمندگی نيست بلکه برای ما ايرانيان باعث افتخار و سربلندی است.




کريمی در مورد آشنايی ساعدی با وی می​گويد. من با ساعدی در طی سال​های ۴۵ از طريق اجرای نمايشنامه​هايش در تالار سنگلج آشنا شدم. يادم می​آيد وقتی در سال ۵۸ تصميم گرفتم نمايشگاهی از صورتک​هايم را در انستيتو گوته به نمايش بگذارم ساعدی به همراه احمدشاملو و همسرم در زمره کسانی بودند که مشوق اصلی من در برپايی اين نمايشگاه بودند. چون صورتک​سازی برای من امری تفننی بود و اصلا قصد چنين کاری را نداشتم.




در همين ارتباط ساعدی مطلبی را در مورد صورتک​های دست​ساز من نوشت که در کتاب هفته آن زمان به چاپ رسيد و هنوز دست نوشته​های اين مطلب پيش من مانده است.




اين هنرمند پيش​کسوت تئاتر در پاسخ به سؤالی مبنی​بر اين که هنرمندان ما چگونه می​توانند ميراث​دار نويسندگانی همچون ساعدی باشند؟ گفت: متاسفانه در جامعه ماهم​اکنون تفکر روشنفکری کاذبی به​وجود آمده است و بسياری از نويسندگان هميشه اين دغدغه را دارند که اگر مردمی کارکنند دچار ابتذال می​شوند.




اين کارگردان تئاتر ادامه داد: نويسندگان و نمايشنامه نويسان ما بايد به گونه​ای بنويسند که زبان نوشتاری آن​ها زبان مردم باشد و بتواند آن​ها را در مسيری درست و منطقی جامعه هدايت کند و ساعدی اين​ها را فهميده بود. ضمن اين که بيان معظلات مردم ايران، فضای کاملا ايرانی، شخصيت​های ملموس و ايرانی به طوری که گيرائی لازم جهت جلب بيننده را داشته باشد, از خصوصيات بارز نمايشنامه​های ساعدی است.




کريمی اضافه کرد: ساعدی توانست در نمايشنامه های خود علاوه بر اين که با تکنيک​های روز دنيا بنويسند, هويت و اصالت ايرانی خود را نيز حفظ نمايد. امری که امروزه کمتر کسی بدان توجه کرده است. حال آن که جهانی شدن اين نيست که مانند اروپائی​ها بنويسيم و از آن​ها صرفا تقليد کنيم. تريبون يک هنرمند برای بيان ديدگاه​های وطن خودش است چيزی است که ساعدی بسيار به آن توجه می​کرد.




اين پيشکسوت تئاتر در ادامه گفت: کسانی مانند کيارستمی هم در حال حاضر با اين سبک و سياق حرکت می​کنند يعنی تکنيک همراه با اصالت ايرانی.




وی در پايان گفت: از ساعدی خاطرات بسياری دارم که در اين فرصت کم نمی​گنجد ولی من هميشه در ذهنم غرفه کوچکی از او را برای خود ترسيم کرده​ام و با او زندگی می​کنم. روحش شاد.








عبدالعلی دستغيب: غلامحسين ساعدی مروج سمبوليسم سياسی در ادبيات داستانی ايران بود




اگر ساعدی تنها در حيطه نمايشنامه نويسی فعاليت می​کرد و تمام توان خود صرف اين کار می​کرد حتما به يک اسلوب اثرگذار در تئاتر دست می​يافت.




عبدالعلی دستغيب در گفت​وگو با خبرنگار فرهنگ و انديشه خبرگزاری کار ايران، ايلنا، با اشاره​ای به زندگی ساعدی گفت: غلامحسين ساعدی اهل آذربايجان بود و برای ادامه تحصيل در رشته پزشکی عازم تهران شد و در تهران دکترا گرفت و در همان زمان با نويسندگانی چون جلال​آل​احمد آشنا شد و اولين داستان​هايش را در مجله سخن در حدود سال ۴۰ چاپ کرد.




وی با اشاره به اين که گوهر مراد نام اثری عرفانی از لاهيجی است و ساعدی نيز اين نام را برای آثار خود برگزيده بود در ادامه گفت: ساعدی از ابتدا شروع به نوشتن داستان کرد و در اين بين نمايشنامه نيز می​نوشت و درواقع بهترين نمايشنامه​ها، نمايشنامه​هايی هستند که به صورت پانتونيم ( لال​بازی ) اجرا شدند.




اين منتقد با اشاره به اين نکته که که در دهه ۴۰ و ۵۰ مردم استقبال زيادی از آثار او کردند گفت: ساعدی در همان دوره چند رمان و چند مقاله نوشت و مقالاتی را هم ترجمه هم کرد.




اين منتقد ادبيات داستانی در باره نوشته های ساعدی در ژانر داستان گفت: رمان​های ساعدی در تراز رمان​های اروپايی قرار نمی​گيرد و در واقع داستان های بلندی هستند که بسط پيدا کرده اند البته بايد يادآور شد که داستان​های کوتاه او ساختار بهتری نسبت به آثاربلندش دارند و ابتدا در داستان کوتاه نويسی از اسلوب داستان های صادق هدايت , چوبک , جلال آل احمد, و بزرگ علوی پيروی می کرد.




وی در باره اين نوع از داستان نويسی گفت: دراين شيوه ابتدا نويسنده به توصيف مناظر, بعد به معرفی شخصيت ها می پردازد و بعد با ايجاد گره در داستان , درآخر نيز اين گره گشوده می شود.




وی در ادامه گفت: ساعدی ابتدا داستان​هايش را به شيوه رئاليستی از نوع رئاليسم آثار هدايت و بزرگ علوی به می نوشت و بعدها به سبک رئاليست جادويی روی آورد سبکی که در آن به گونه ای اسطوره ای و تخيلی برای شخصيت های داستان مسائلی پيش می آيد .




دستغيب در ادامه با اشاره به فضای ذاستان های ساعدی گفت: او در داستان​هايش فقر و گرسنگی را در محلات پايين شهر و وقايعی را که در روستاها می گذرد موضوع و دستمايه قرار داده است.




دستغيب با بيان اين مطلب که نوشته​های ساعدی بعدها جنبه سياسی به خود گرفت ادامه داد: ساعدی در نمايشنامه های" آی باکلاه آی بی​کلاه" و " چوب به​دست​های ورزيل" به بعد سياسی بسيار اهميت ​داده است . البته در آثاری که ساعدی با اهداف سياسی می​نوشت جنبه ادبی و هنری زياد مطرح نيست.




وی همچنين با اشاره به اين موضوع که ساعدی دربعضی از داستان​ها، با ديالوگ شخصيت​ها ماجراهايش را پيش می​برد ضمن اين که او در بيشتر نوشته​هايش مساله روانی و روانکاويی را مطرح می​کند , افزود: در داستان دعوت با شخصيت زنی روبه​رو می​شويم که تنها مانده و سر و همسری هم ندارد او با خودش صحبت می​کند و با تلفن با شخص ديگری در تماس است. ولی در آخر داستان متوجه می​شويم که اين مکالمه درونی است و مخاطبی وجود ندارد و در واقع شخصيت داستان به جايی هم دعوت نشده است. همچنان که در داستان گاو هم که بعدها فيلم شد, شخصيت داستان به دليل علاقه زياد به حيوان در آخر داستان با گاو يکی می​شود.




دستغيب با نظر به وجه سياسی آثار ساعدی با اشاره به داستان توپ که به دهه ۴۰ و ۵۰ و جريان ضد حکومت شاه در وقايع مشروطه و مبارزه آزادی خواهان و قيام آذربايجان پرداخته است گفت: غلامحسين ساعدی داستان​هايش در داستان چوب به​دست​های ورزيل با سمبوليسم سياسی, وضعيت ايران در مواجهه با همسايه​ شمالی و جنوبی يعنی روسيه و انگليس را به تصوير می​کشد.




دستغيب در توضيح اين داستان گفت: در اين داستان ايران به عنوان يک ده به تصوير کشده شده که اول مورد تعدی همسايه شمالی وبعد همسايه جنوبی انگليس قرار می​گيردو در اين ميان برای رهايی ازاين ميهمان ناخوانده به دامان ديگری متوسل می​شود و بعد متوجه می​شود که همسايه شمالی با همسايه جنوبی دست به يکی کرده​اند که برای منافع خود به طرف اهالی هجوم می​آورند. مولف نقد آثار دستغيب با ذکر اين نکته که ساعدی در اين کتاب حوادث ۱۵۰ سال اخير ايران را بيان می​کند که هرگاه همسايه​ها مرزی ايران به خاطر منافع خود با هم متحد می​شوند و قرار دادهای پشت پرده امضا می​کنند,




در ادامه گفت: ساعدی در داستان سعی می​کرد که وقايع گذشته را به زبان حال بياورد و به اين ترتيب سياسی نويسی را دنبال می​کرد هر چند که در همان حال او با شيوه مقاله​نويسی آشنا نبود و ساختار مقاله​های او ضعيف بود اما او مبارز سخت​کوشی بود که می​خواست بعد از سال ۱۳۴۵ که جلال آل احمد درگذشت به عنوان رهبر نويسندگان ايران مطرح شود و مقاله​ها ی او حکايت​گر اين اين موضوع است.
نوشته شده توسط کاوه حسابی در ساعت  | لینک  | 
 

مرجع سخنان بزرگان جهان  :  بخش نخست  -  بخش دوم  -  بخش سوم  -  بخش چهارم  -  بخش پنجم

از دیدگاه بزرگان  :  رنج  -  زندگی  -  امید  -  عشق  -  آینده  -  زن  -  آزادی

سخنان حکیمانه  :   فردوسی  -  ارد بزرگ  -  بزرگمهر  -  جبران خلیل جبران  -  فریدریش ویلهلم نیچه

برای دسترسی به مطالب بر روی فهرست بالا کلیک کنید